نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

خطر کاهش مصرف CNG در کشور

به گزارش عیارآنلاین،  مطالعه بر روی CNG از سال ۱۳۷۹ در ایران شروع شد و استانداردهای مربوط به خودروهای دوگانه‌سوز نیز به طور هم‌زمان در دست تدوین قرار گرفت. از سال ۱۳۸۱ و با شروع تبدیل کارگاهی خودروهای بنزینی با تسهیلات ویژه، سه جایگاه سوخت‌گیری CNG نیز به صورت آزمایشی راه‌اندازی شد. در سال ۱۳۸۲ عملیات توسعه مصرف CNGبه کل کشور تعمیم یافت و جایگاه‌ها با استفاده از تسهیلات مختلف در سراسر کشور رشد کردند. حمایت‌ها نیز از ساخت داخل افزایش یافت به طوری که در سال ۱۳۸۴ اولین کارخانه تولید مخازن CNG در کشور راه‌اندازی شد.

رشد چشمگیر مصرف CNG در کشور همزمان شد با بالاترین میزان مصرف بنزین در سال ۱۳۸۵ و اجرای طرح سهمیه‌بندی به همراه توسعه CNG سبب شد تا مصرف بنزین کاهش یابد و ۱۰ سال بعد یعنی در سال ۱۳۹۵ به همان میزان سال ۱۳۸۴ برسد. از سال ۱۳۸۳ و با ورود CNG به سبد سوخت کشور، گاز طبیعی توانست با جایگزین شدن به جای بنزین، مصرف بنزین را مهار کرده و واردات بی‌رویه بنزین را تا حد خوبی کاهش دهد که این مهم سبب صرفه‌جویی ۴۰ میلیارد دلاری در واردات بنزین شده است.

در زمان نیاز ایران به واردات بنزین، سهم CNG در سبد سوخت خودروهای سبک کشور تا ۲۵% نیز افزایش یافت. در حال حاضر با افزایش مصرف بنزین و ثبات مصرف CNG از سال ۱۳۹۱، سهم CNG در سبد سوخت خودروهای سبک تا ۱۷% کاهش یافته است. هر چند که کشور فعلا نیاز به واردات بنزین ندارد و صادرکننده بنزین است، اما باید دانست که اگر مصرف روزانه ۲۰ میلیون متر مکعبی CNG نبود، ایران دوباره نیاز به واردات بنزین پیدا می‌کرد. لذا توان صادرات بنزین و استحصال ارز از طریق آن، مرهون توسعه CNG در سال‌های گذشته است.

عدم مدیریت صحیح در جهت حفظ و توسعه صنعت و مصرف CNG در کشور سبب خواهد شد تا بعضی مصرف‌کنندگان آن دیگر به سراغ CNG نروند و از طریق بنزین یا سوخت‌های غیرمجاز مانند LPG استفاده کنند. همین عامل سبب خواهد شد تا بعضی جایگاه‌های کم‌کارکرد در کشور به طور قطعی ورشکست شوند و با خارج شدن آن‌ها از زنجیره سوخت‌رسانی، بعضی مصرف‌کنندگان دیگر نیز دچار بی‌میلی به استفاده از CNG خواهند شد و اثر دومینویی در میان مصرف‌کنندگان و جایگاه‌داران خواهد گذاشت.

با اینکه برای تمام مسئولین و نهادهای کشور روشن است که مصرف یک متر مکعب CNG از مصرف یک لیتر بنزین جلوگیری می‌‎کند و ۳۵ سنت (۴۰۰۰ تومان) سودآوری دارد، اما باز هم توجه کافی برای توسعه CNG در کشور وجود ندارد. چند عامل در کشور می‌تواند سبب کاهش مصرف CNG و متعاقبا افزایش مصرف بنزین شود:
۱- تک‌نرخی بودن قیمت بنزین برای همه و هر مقدار از مصرف و درنتیجه عدم توجیه اقتصادی استفاده از CNG به جای بنزین برای رانندگان
۲- عدم‌دسترسی مناسب به جایگاه در بعضی نقاط کشور
۳- کیفیت نامناسب خودروهای دوگانه‌سوز در بعضی موارد تبدیل کارگاهی
مورد اول در کشور در حال اصلاح است و سهمیه‌بندی ناگزیر. موارد دوم و سوم نیازمند همکاری نهادهای مختلف کشور می‌باشد و از عهده یک وزارت‌خانه یا یک صنعت خارج است. البته حل دو مورد آخر که قبلا هم در روند توسعه CNG وجود داشته است، مشخص است و پیچیدگی ندارد اما نیاز است تا نهادهای ذینفع برای افزایش درآمد کشور از طریق جایگزینی بنزین با CNG، همکاری بیشتری به عمل آورده و توجه بیشتری به این امر نمایند.

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

بن‌بست غربگرایی در صنعت نفت ایران/ تغییر رویه‌ها می‌تواند از تغییر مدیران آغاز شود

آرمان علمایی در گفت‌وگو با خبرنگار فارس،‌ با اشاره به اینکه شرایطی که امروز پیش روی صنعت نفت ایران است با شرایط قبل از تحریم‌ها کاملا متفاوت است، گفت: سیاستی که آمریکا در پیش گرفته با سیاستی که مسئولان سابق آمریکا پیش از برجام داشتند کاملا فرق می‌کند.

این کارشناس صنعت نفت ادامه داد: زمانی که مذاکرات برجام صورت می‌گرفت دولت دموکرات‌ها بر روی کار بود و همه می‌دانند که سیاست آنها نگه داشتن ظاهر است اما در مقابل جمهوری‌خواهان شدیدترین برخورد را در مقابل ایران دارند و کاملا شفاف برخورد می‌کنند.

علمایی ادامه داد: زمانی که ما مذاکره با ۶ کشور را آغاز کردیم دموکرات‌ها در راس کار بودند و آنها چون از نظر سیاسی مقداری مورد انتقاد قرار داشتند سعی کردند تا با مذاکره با ایران از هجمه‌هایی که به آنها وارد شده بود، بکاهند.

وی تصریح کرد: کسانی که مسائل بین‌المللی را دنبال می‌کنند می‌دانند که در ۹۰ درصد انتخابات آمریکا معمولا دموکرات‌ها ۲ دوره و جمهوری خواهان دو دوره در راس کار قرار می‌گیرند و ظاهرا مسئولان ایران به این موضوع توجه نکرده بودند و زمانی مذاکرات خود را با آمریکایی‌ها آغاز کردند که در دوران پایانی حکومت دموکرات‌ها بود.

به گفته این کارشناس صنعت نفت پس از آنکه دولت ایران برجام را به تصویب رساند به سراغ قراردادهای جدید صنعت نفت که همان IPC بود رفت و سعی داشت با مذاکره با غربی‌ها صنعت نفت را توسعه دهد که علت آن نیز حضور غربگرایانی است که در دولت و صنعت نفت حاضر هستند.

علمایی گفت: اگر برجام موفق بود و آمریکا از آن خارج نمی‌شد احتمال اینکه بتوانیم با غرب تعامل خود را حفظ کنیم، وجود داشت. اما دیدیم که با روی کار آمدن جمهوری خواهان تمام اندیشه‌هایی که در سر داشتیم نقش بر آب شد و الان نیز نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم که همان سیاست اتکا به غرب،‌کشور را جلو ببرد و این سیاست دیگر منسوخ شده است.

وی گفت: زمانی که در حال مذاکره با ۶ کشور بودیم چینی‌ها و روسیه نیز در این مذاکرات حضور داشتند و ما به جای آنکه پل‌های پشت سر خود را در مذاکرات با چینی‌ها و روسی‌ها خراب کنیم می‌توانستیم با این شرکای استراتژیک پیمان‌هایی را ببندیم نه اینکه آنها را از پروژه‌های صنعت نفت اخراج کنیم.

علمایی به عنوان مثال به میدان آزادگان اشاره کرد و گفت: چه دلیلی داشت که شرکت CNPC و از این میدان اخراج کنیم و عملا کار توسعه میدان آزادگان را تعطیل کنیم. بهتر نبود امروز چینی‌ها در این میدان کار می‌کردند و تولید از میدان آزادگان بالا می‌رفت؟

علمایی ادامه داد:‌ همین الان اگر بخواهیم می‌توانیم با چینی‌ها وارد مذاکره شویم و قطعا آنها نیز از مذاکره با ایران استقبال خواهند کرد. زیرا می‌دانند که ایران نیز می‌تواند به عنوان یک شریک استراتژیک محسوب شود.

این کارشناس صنعت نفت گفت: همین الان چینی‌ها با پاکستانی‌ها قراردادهای همکاری مختلف دارند؛ حد و اندازه اقتصاد ایران قطعا بزرگتر از پاکستان است و برای چینی‌ها صرفه اقتصادی بیشتری دارد و به همین دلیل پیشنهاد می‌شود که مذاکرات با روسیه و چین را آغاز کنیم و اجازه ندهیم صنعت نفت ایران تعطیل شود.
وی ادامه داد: باید بپذیریم که صنعت نفت نیز متعلق به تمام مردم ایران است و اگر یک مسئولی نمی‌تواند در این شرایط کار کند قطعا افراد دیگری هستند که می‌توانند صنعت نفت را از این حالت خارج کنند و توسعه دهند به همین دلیل پیشنهاد می‌شود که در وهله نخست مسئولان فعلی صنعت نفت به دنبال تغییر استراتژیک باشند و اگر نخواستند اینکار را انجام دهند این کار از سوی دولت و نمایندگان صورت پذیرد تا صنعت نفت ایران مسیر توسعه‌ای خود را طی کند و از این خمودگی خارج شود.

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

بانک های داخلی مانع اصلی ساخت دکل حفاری نفت در کشور هستند .

به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس، یکی از مشکلات قدیمی صنعت نفت در ایران ندیدن توانمندی شرکت‌های داخلی و خصوصی به خصوص در ساخت تجهیزات گران قیمت و پر هزینه صد البته  پرکاربرد نفتی است. تجهیزاتی که در صورت ساخت با کیفیت مناسب نه تنها در ایران، بلکه در کل منطقه خلیج‌فارس هم می‌توان برای آنها بازارهایی پیدا کرد. یکی از تجهیزات پر کاربرد در صنعت نفت ایران تجهیزات مربوط به حفاری‌های نفتی در خشکی و دریا به خصوص دکل‌های حفاری است.

سالیانی است که موضوع ساخت دکل در ایران یکی از موارد پرحاشیه در حوزه نفت و گاز است به طوریکه هر از گاهی این موضوع که ایران در ساخت دکل توانمندی هایی را به دست آورده است در رسانه ها مطرح می شود اما عده ای بلافاصله موضوع را شانتاژ رسانه ای اعلام می کنند و می گویند آنها که مدعی ساخت دکل در کشور هستند فقط توانایی اسمبل کردنش را دارند به همین دلیل بهتر آن است که بدون دردسر اقدام به واردات دکل کنیم یا آنها را خریداری کرده و یا اجاره می کنیم. به هرحال این قصه سر دراز دارد.

اگر به موضوع خود ما که همان بحث نفت است بپردازیم باید بگوییم که دولت در این زمینه فعالیت خود را بیشتر کند و  نقدینگی را به سمت تولید حرکت دهد شما می‌بینید که اقتصاد ایران دولتی و بانک محور است بانک های ایران سالانه ۳۰۰ هزار میلیارد تومان سود سپرده پرداخت می کنند در صورتی که در دنیا از سپرده مالیات اخذ می شود زیرا آنها معتقدند که پول باید به سمت تولید و فعالیت های اقتصادی حرکت کند متاسفانه پرداخت سود به سپرده موجب شده است که مردم ایران تن پرور شوند بنابراین با این تئوری که ما در اقتصاد داریم هرگز نمی توانیم با کشورهای دنیا یا حتی همسایه‌ها مسابقه دهیم. ایران با این تئوری بانکی راه بجایی نمی برد.

دنیا به سمت تولید حرکت می‌کند اما نقدینگی در ایران به سمت سود سپرده حرکت می کند بنابراین نظام بانکی ایران نیازمند به یک جراحی است و این یکی از بزرگترین چالش های ما  است. در صورتی که ایران باید توسط بخش خصوصی اداره شود و بانکها به جای انکه مانع فعالیت بخش خصوصی شوند باید در کنارشان باشند. دولت باید نقدینگی موجود را به سمت زیر ساخت های اقتصادی روانه کند تا تولید رونق گیرد و بخش خصوصی فعال شود. 
در دنیا حدود ۴ هزار دکل حفاری موجود است که حدود ۸۵ درصد از این دکل ها ساخت آمریکا یی هاست. ما در ایران حدود ۱۳۲ دکل مالک ایرانی ومالک خارجی موجود داریم. ۱۰۸ دکل خشکی و ۲۴ دکل دریایی که ۱۳ دکل دریایی صاحب خارجی  اجارهای در  ایران است. فرض کنید الان اگر قیمت  یک بشکه نفت درحدود ۶۰ دلار باشد تقریبا یک سوم از هزینه فروش یک بشکه نفت متعلق به بالادست نفت است یعنی در تولید یک بشکه نفت ۲۰ دلار هزینه بالادستی  پرداخت میکنیم بنابراین باید سعی کنیم که این هزینه را به جای آنکه به شرکت‌ها و کشورهای خارجی پرداخت کنیم بابت تولید که اجاره هم جزئی از آن است. این پول در داخل ایران تولید کننده صنعت بالادست نفت ایرانی باشد .

برای تامین مالی ۴ روش وجود دارد مانند بورس، صندوق توسعه، فاینانس و سرمایه گذار خارجی که برای اینها ابتدا باید یک بانک پروژه ما را پذیرش کند که تاکنون این کار صورت نگرفته است هرچند اخیرا بانک صنعت و معدن قول هایی داده است.

الان  سرمایه گذار خارجی وبانک‌های خارجی مایل به سرمایه گذاری  هستند از یک طرف حاکمیت نیز در میدان است و وزیر صنعت و معاونین صنعت ومدیران کل صنعت با تمام وجود پروژه را پی گیری می نماید حتی وزیر نفت دستور ممنوعیت واردات دکل را نیز داده است و همه چیز مهیاست اما مشکل در بانک‌های داخلی است.

خوشبختانه با دستور وزیر محترم نفت می توانیم چاه نفت را به عنوان ضمانت نامه به بانک ارائه کنیم  که این برای ما کمک بزرگی است. الان  در ایران ۱۵۰  واحد بزرگ صنعتی  ساپورت کننده  این پروژه  داریم که برای رونق تولید اینها باید بخش بالادست صنعت نفت فعال شود. شعار سال با بنر و همایش و نوشتن آن روی سربرگ محقق نمی شود.